تبلیغات
نگار آباد
نگار آباد

ای ابدیت مسحور!

ای حس گمشده ی دسته دسته پیچکهای خواب آلود!

خیال انگیزتر از همیشه صدایم میکنی.

وپنجره ها هم طنین صدایت را فریاد می زنند.

تو اینجایی.

همین جا پشت پنجره هامان.

آنوقت آسمان کبود است

این آسمان هم روانش پاک شده انگار!

مگر از تو زلال تر هم هست؟

امروز هم تو اینجایی

خوشحالم که می باری

باران پاییزی!!!



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 دی 1384 توسط | نظرات ()
.: Weblog Themes By PayamBlog :.