تبلیغات
نگار آباد
نگار آباد

یک کوچه بود و یک درخت انجیر و دنیایی که پر بود از تمنای دو دست.

یک نفر بالای درخت نشست و از خدا خواست که برای دستهای منتظر انجیر بیندازد

و خدا آه کشید!



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 بهمن 1384 توسط | نظرات ()
.: Weblog Themes By PayamBlog :.