تبلیغات
نگار آباد
نگار آباد

گذاشته بودمشان کنج صندوق خانه،آخر آنجا فقط چیزهای خوب را می گذارم.لباسهای قشنگ، خاطره های آبی ،کفشهای نو،یادگاری ها و گاهی هم ترشی های مادرم!

فکرمی کردم اگر دوربرشان شلوغ و رنگارنگ شود دیگر برایم قصه های ترسناک نمی گویند

اما انگاردوباره اشتباه کردم

آخر امشب یواشکی سری به صندوق خانه زدم،ترمه ها را کنار زدم و دنبالشان گشتم، پیدا شدند.

دستم یخ بست

چشمانم بوی نم گرفته بودند!!



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 فروردین 1385 توسط | نظرات ()
.: Weblog Themes By PayamBlog :.