تبلیغات
نگار آباد
نگار آباد

حرفهای قشنگ قشنگ ظهر تابستانی قلبم را می سپارم به پالسها که برایت بیاورند !!

دختر خوبی شده ام،فکرهای عجیب نمی کنم،قلبم را به زور میان ابرها هل نمی دهم،حال و هوای عاشقی ندارم،دیگر به سرو کول نبودنت هم نمی پرم ! اگر خواستی گاهی این موجود عجیب را ببینی یک کاغذ بردار و ته مانده ی یک مداد را اگر پیدا کردی و چند خط تو در توی بی معنی بکش و بعد به زور پاک کن سعی کن محوشان کنی؛کارت که تمام شد اگر به کاغذ نگاه کنی درست عین روزهای بی خیالی دوباره چشمانم از زور گونه ها بسته می شوند و تو می توانی هرچه که می خواهی به خندیدنم بخندی.

وآخر حرفها اینکه...نمی دانم هرچه تو بگویی !!!



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 مرداد 1387 توسط | نظرات ()
.: Weblog Themes By PayamBlog :.