تبلیغات
نگار آباد
نگار آباد
هزار هزار كبوتر وحشی  در جمجه ام  اسیرند
و من هر روز برایشان آب و دانه می گذارم
 كبوترانم زندگی نمی كنند اما زنده می مانند
به نپریدن خو می گیرند
پرواز را از یاد می برند
و روزی
 با من كه دیگر پیر شده ام
روی ایوان خاطرات می نشینند
و زندگی را كه از دست داده اند به یاد می آورند....






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 تیر 1394 توسط | نظرات ()
.: Weblog Themes By PayamBlog :.