تبلیغات
نگار آباد
نگار آباد
دیروز انگار از چیزی خسته بودم كه حتی خودم نمی فهمم روحی بود یا جسمی
انگار آرزوهام غرق شدن و من مثل یه غریق نجات بی دست و پا وسط یه دریای بزرگ دارم دنبال لاشه هاشون می گردم

دیشب با خودم فكر كردم  توی مواقعی كه طرف مقابل وضعیت روحی خوبی نداره كوچكترین حركتی نباید كرد كه حس كنه كارا رو داری با نارضایتی انجام میدی

مهمه كه آدم خوبی باشم ؛ مهمه كه وقتی به پشت سرم نگاه می كنم چیزی برای ترسیدن وجود نداشته باشه

دورو برم پر از خس و خاشاكه كه چشم دیدن منو ندارن

همیشه مورد حسادت واقع شدم از بچگی تا الان

مهم اینه كه من تحت هر شرایطی حامی زندگیم ، خودم و آرزوهامم


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 خرداد 1393 توسط | نظرات ()
.: Weblog Themes By PayamBlog :.